نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

مؤلفه‎ های سیاست اخلاقی از دیدگاه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)

منابع مقاله: مجله پژوهشی دانشگاه امام صادق علیه السلام، شماره 18و19، ؛



چكیده:

یكی از مقوله‎های مهم در زندگی و روابط اجتماعی آدمیزادگان، چگونگی تنظیم رفتارهای مبتنی بر تحكیم در حوزة قدرت سیاسی و اصول و ضوابط حاكم بر این روابط به ویژه در حوزه آمریت است. دین اسلام به عنوان آخرین آیین الهی و پیامبر اسلام به عنوان رسول خاتم در تنظیم روابط اجتماعی و خصوصی، جایگاه رفیعی را برای اخلاق قائل شده و حضرت امیرالمومنین علی(ع) نیز با اندماج دو مقوله مهم از حیات اجتماعی یعنی اخلاق و سیاست، تصویر روشنی از ضرورت به كارگیری روشهای مبتنی بر اخلاق در حوزه آمریت در قدرت سیاسی ارائه نموده‎اند در این مقاله این نوع نگرش به قدرت سیاسی تعبیر به سیاست اخلاقی شده است و سعی شده است مهمترین مؤلفه‎ها و شاخص‎های این نگرش از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی(ع) مورد مداقة اجمالی قرار گیرد.

مقدمه

یكی از معماهای پیچیده در جهان سیاست، رابطة اخلاق و سیاست در صحنة عمل سیاسی است. جایگاه اخلاق در نظام اجتماعی و رابطة اخلاق نظری و سیاست عملی در تاریخ فلسفة سیاسی در جهان دارای قدمت وافری است.

از طرف دیگر آنچه تاریخ بشر در عمل شاهد و گواه آن بوده است بی‎اعتنایی و یا كمرنگ شدن اصول اخلاقی در صحنة عمل سیاسی به ویژه هنگام بروز جنگ‎ها و كشمكش‎هاست. به گونه‎ای كه صفحات تاریخ اجتماعی و سیاسی آدمیزادگان مشحون از سیاست‎های غیراخلاقی است. یكی از دغدغه‎های مهم اندیشه‎پردازان سیاست در عصر مدرن تبیین رابطه و حدود نفوذ اصول اخلاقی در صحنه عمل سیاسی و اقناع حكمرانان به رعایت اصول مزبور در تصمیم‎گیری‎های سیاسی است. البته مباحث مربوط به مبانی یا فلسفه اخلاق در مكاتب مختلف غرب و شرق و از جمله در میان متفكران اسلامی متنوع و محل چالش است كه پرداختن به آنها مجالی جداگانه می‎طلبد. آنچه در این نوشته بدان پرداخته می‎شود مباحث مربوطه به حوزة فلسفة اخلاق نیست بلكه مهم‎ترین مؤلفه‎های حسن و قبح عقلی كه دین بر آن صحه نهاده و در میان پیروان ادیان و مكاتب مختلف مورد وفاق است مانند ناخوشایند بودن ستم، كذب، مكر و فریب، خیانت در امانت، نقض تعهد و پیمان و خوشایند بودن عدل، راستگویی و صداقت، پایبندی به تعهدات و امثال آن در حوزه عمل سیاسی با استناد به سیرة حضرت امیرالمومنین علی(ع) مورد بررسی اجمالی قرار خواهد گرفت. هدف عمده در این بررسی اجمالی یافتن مدلی تفسیری (interpretive model) از رفتار و عملكرد جهت‎دار حضرت امیرالمومنین علی (ع) در حوزه قدرت و رفتار سیاسی است. مدلی كه یكی از وجوه تبیین در علوم اجتماعی و سیاسی است.

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در یك نگرش كلی و كلان می‎توان گفت از رابطة اخلاق و سیاست در مرحله و حوزة عمل سیاسی دو نوع برداشت وجود دارد:

برداشت اول ملاحظة رابطة اخلاق و سیاست برپایة «ترجیح اخلاق سیاسی» است. در این برداشت، اصالت و ترجیح با حفظ قدرت سیاسی است هر چند به بهای زیر پا نهادن اصول اخلاقی و بی‎اعتنایی به اصول مزبور باشد. در این نگرش اخلاق در صحنة عمل كمرنگ و گاه حذف می‎شود و آنچه قدرت و سیاست اقتضا می‎كند اختیار می‎شود.

برداشت دوم ناظر به رابطة اخلاق و سیاست براساس ترجیح و تقدم «سیاست اخلاقی» است. در این برداشت و نگرش، حفظ اصول اخلاقی و انسانی و پایبندی به آن اصول هر چند با صیانت ظاهری از قدرت سیاسی در تعارض باشد مقدم شمرده می‎شود.

عرصه سیاست در طول تاریخ بشر با عنصر و عامل مصلحت و مصلح‎اندیشی آشنایی دیرینه‎ای داشته است. هر چند مصلحت‎اندیشی عمدتاً با تمسك به عقل یا شرع توصیه شده است اما جوهره مصلحت‎اندیش‎های مختار، حفظ و صیانت از قدرت سیاسی بوده است. مدافعان تعدی از اصول اخلاقی در مقام رفتار سیاسی بیشتر حكمرانان و پادشاهان بوده‎اند و در مقام تبیین و تفسیر نظری كمتر مجوز تعدی از اصول اخلاقی در حوزه قدرت سیاسی به صراحت عنوان شده است. در تاریخ تفكر سیاسی در مغرب زمین یكی از صاحب‎نظران برجسته كه خود در حوزة قدرت و سیاست صاحب تجربه بوده و به صراحت مدافع تعدی از اصول اخلاقی از سوی شهریار به خصوص در مواردی كه در تعارض با حفظ قدرت سیاسی باشد ماكیاولی متفكر سیاسی مشهور ایتالیایی است. ماكیاولی (1527-1469) مدافع نگرش اول و ترجیح اخلاق سیاسی بر سیاست اخلاقی است وی در این مورد می‎گوید:

«همه می‎دانند چه نیكوست كه شهریار درستكار و درست پیمان باشد و در زندگی راست روش و بی‎نیرنگ. با این همه تجربه‎های دوران زندگانی ما را چنین آموخته است كه شهریارانی كه كارهای بزرگ و گران از دستشان برآمده آنانی بوده‎اند كه راست‎كرداری را به چیزی نشمرده‎اند و با نیرنگ آدمیان را به بازی گرفته‎اند و سرانجام بر آنانی كه راستی پیشه كرده (و ایمان به قواعد اخلاقی را بنیاد كارشان ساخته‎اند) پیروز شده‎اند.» (ماكیاولی، 1375، ص 111)

البته روی سخن ماكیاولی با شهریاران است نه توده‎ مردم، لذا وی پایبندی به اخلاق و رهنمودهای اخلاقی دین را برای توده مردم تجویز می‎كند و در كتاب دیگرش به نام «گفتارها» به این مسأله اشاره می‎نماید، (ماكیاولی، 1377، صص 78-72)، ولی از آنجا كه از دیدگاه ماكیاولی اصالت با حفظ قدرت و حكومت است به نتیجه پیش گفته رهنمون شده است. از منظر ماكیاولی زندگی سیاسی جلوه‎ای دیگر از پیكار اجتناب‎ناپذیر بشر در راه بقا است و در این پیكار فرجام كار رهبرانی كه پایبند ملاحظات اخلاقی باشند شكست و عقب‎نشینی است. براساس همین نگرش، او شهریاران را توصیه می‎كند كه از خصال حیوانات در حكمرانی استفاده كنند. از شیر و روباه به عنوان سمبل شجاعت و نیرنگ یاد می‎كند و از شهریار می‎خواهد كه چون شجاع بودن در حكمرانی به تنهایی كفایت نمی‎كند، به نیرنگ و فریب كه شیوه روباه و روباه صفتان است متوسل شود و در این زمینه می‎گوید:

«…پس، از آن جا كه شهریار را گریزی نیست كه شیوة درندگان را نیك بكار بندد، می‎باید هم شیوة روباه را بكار بندد و هم شیوة شیر را، زیرا شیر از دامها نتواند گریخت و روباه از چنگال گرگان. از این رو روباه می‎باید بود و دام‎ها را شناخت و شیر می‎باید بود و گرگ‎ها را رماند. (ماكیاولی، 1375، ص 111)

ماكیاولی داشتن و مراعات خصال پسندیده ( و پایبندی به اصول اخلاقی) را خطرناك و تظاهر به داشتن آنها را سودمند می‎داند (Machiavelli, 1953, pp.2-3) زیرا مردم در مجموع بر پایة آنچه از دور می‎بینند داوری می‎كنند نه آنچه از نزدیك لمس می‎كنند! او می‎گوید همه از دور می‎توانند ببینند اما كمتر كسی از نزدیك می‎تواند لمس كند(Machiavell,1953, p.93).

همچنانكه گفته شد ماكیاولی با اصالت دادن به قدرت سیاسی در واقع اخلاق را از سیاست تفكیك می‎كند و شهریار را مجاز می‎داند كه در مواردی كه حفظ قدرت سیاسی با پیشبرد اهداف تزاحم و تعارض یابد به راحتی اصول اخلاقی را كنار بزند. این نگرش غیر اخلاقی به سیاست از سوی ماكیاولی باعث شد كه شهرت وی حتی در مغرب زمین به شدت به ننگ و بدنامی آلوده شود. هر چند كه مرور زمان و دفاع ماكیاولی از ملیت و قومیت ایتالیا باعث تجدید نظر در داوری مردم و نظریه پردازان نسبت به وی شد. (عنایت، 1364، ص 143)

نگرش و رویكرد دیگر به سیاست بر پایه اندماج و آمیختگی اخلاق و سیاست و استوار نمودن قدرت سیاسی بر پایه‎های استوار اخلاق و انسانیت است. نگرش دوم در اسلام و منابع اصیل و معتبر آن یعنی قرآن و سنت مورد تأكید و جهت‎گیری قرار گرفته و حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مظهر اجرای چنین سیاستی در جهان اسلام پس از پیامبر(ص) محسوب می‎شوند.

پیامبر اكرم(ص) هم به عنوان شارع و هم به عنوان مجری احكام دینی فرمودند:

«من برای تكمیل مكارم اخلاقی و اعتلای اخلاق نیك مبعوث شدم» [1] (مجلسی، 1404 ق، ص 405). این كلام مهم پیامبر (ص) نشان دهنده اهمیت اخلاق در دین اسلام و تعمیم آن در كلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی از جمله سیاست است. به تعبیر مصطلح در حوزة فلسفه علم، پارادایم حاكم بر كلیه احكام و شئون رفتاری در اسلام در ملاحظة اخلاق و مكارم اخلاقی قابل ردیابی است .

قرآن مجید به عنوان مهمترین و اصیل‎ترین منبع اسلامی كه تجلی كلام الهی است در آیات متعددی عالمان غیر عامل (بی‎اعتنا به اصول اخلاقی در عمل) و آمران به معروف در گفتار و عاملان به منكر در كردار را كه نشانة فاصله گرفتن از اخلاق و نفاق و دوچهرگی است مورد انتقاد شدید قرار می‎دهد. در سوره صف می‎فرماید:

«ای كسانیكه ایمان آورده‎اید چرا می‎گویید آنچه را كه خود انجام نمی‎دهید. موجب خشم و غضب و (گناه) بزرگی است نزد خداوند كه بگویید آنچه را خود انجام نمی‎دهید.) .»[2](سوره صف، آیه 2)

در سوره بقره هم خداوند می‎فرماید: [3]«آیا مردم را به نیكی دعوت و امر می‎كنید و خود را فراموش می‎كنید؟ در حالی كه (كتاب آسمانی) را تلاوت می‎كنید آیا تعقل و تدبر نمی‎كنید؟ »(سوره بقره، آیه 43)

همچنین قرآن مجید به صراحت فرمان می‎دهد كه «ای كسانی كه ایمان آورده‎اید در راه خدا استوار بوده و شما گواه راستی و درستی و عدالت (بر ملل جهان) باشید و مبادا دشمنی با قومی شما را وادار كند كه عدالت پیشه نكنید. عدالت و دادگری پیشه كنید ( در همه حال) كه به تقوا نزدیك‎تر است.»[4] (سورة مائده، آیه 7)

در روایات متعدد و صحیح السند نیز در مجازات و فرجام نامطلوب افرادی كه رفتار آنان خلاف گفتار و در عمل پایبند به اصول اخلاقی و انسانی نباشند عنوان شده است بخش مهمی از روایات ماثوره ناظر به حوزه سیاست و رفتار سیاسی است. روایات متعددی وجود دارد مبنی بر اینكه اگر انسانی از عدالت و اخلاق در گفتار تمجید نماید و خود در مقام عمل خلاف آن رفتار نماید در روز رستاخیز بیشترین حسرت و تأسف از آن وی خواهد بود. مرحوم كلینی در كتاب شریف «اصول كافی» در بابی تحت عنوان «من وصف عدلاً و عَمِلَ بِغَیره ( كسی كه عدالتی را بستاید و بر خلاف آن عمل كند). روایات اندیشه برانگیزی را از معصومین علیهم السلام تقریر كرده‎اند. (كلینی، بی‎تا، ص 408) ممكن است اینگونه تصور شود كه پایبندی به موازین اخلاقی در حوزه روابط فیمابین افراد در اجتماع مطلوب شمرده شده است و این مطلوبیت در سیاست و قدرت سیاسی به دلیل مصالحی كه از آن یاد می‎شود فاقد اعتبار و یا شناور است. در پاسخ باید متذكر شد كه سیره پیامبر اسلام و حضرت امیرالمومنین علی (ع) بعنوان دو الگوی كامل كه تجلی سیاست دینی در رفتار آنان هویدا است، احتمال فوق را رد می‎كند.

امیر المؤمنین امام علی (ع) در قول و فعل در دوران حكومت خویش و بلكه در طول زندگانی خویش اخلاق و سیاست را به هم آمیخته و مكارم و محاسن اخلاقی را در تمام زوایای زندگی سیاسی خویش به عنوان یك الگوی دینی و مطلوب اسلامی به نمایش گذاشتند.

در این بخش به اختصار به ذكر مهمترین مولفه‎های سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) می‎پردازیم. مؤلفه‎هایی كه به واقع متمایز كننده سیاست دینی و اخلاقی از سیاست غیردینی و غیراخلاقی است و حكمرانان دیگر نظیر معاویه در دوران حكومت از این روشهای غیراخلاقی در سیاست برای پیشبرد اهداف بهره می‎بردند و امیرالمؤمنین علی (ع) بر اساس تعالیم دینی از بكار بردن آن روشها پرهیز و ابا داشتند.

مهمترین مؤلفه‎های سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) از این قرار است:

1-لزوم پرهیز از پیمان شكنی، فریبكاری و خیانتكاری در سیاست

یكی از مواقف مهم و گاه سرنوشت‎ساز در حوزه قدرت سیاسی و تصمیم‎گیری نقض پیمان و استفاده از فریب و نیرنگ جهت نیل به مقصود است. در گفتار و كردار حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مشاهده می‎شود كه ایشان استفاده از این روش‎های غیراخلاقی را برای نیل به هدف مشروع نیز به كار نمی‎بردند و استفاده از این روش‎ها را مجاز ندانسته و مستوجب عذاب آخرت می‎شمردند. در این راستا روایات صریحی وجود دارد كه در نهج‎البلاغه و مصادر معتبر شیعه ذكر شده است روایاتی كه در ادامه می‎آید صریح و مربوط به حوزه قدرت سیاسی است.

امیرالمؤمنین (ع) در كوفه در ضمن ایراد خطبه فرمودند: «ای مردم اگر نبود بد بودن و ناپسند بودن پیمان‎شكنی و خیانت هر آینه من زیركترین مردم می‎بودم، ولی پیمان‎شكنان گنهكارند و گنهكاران نافرمان. بدرستی كه پیمانشكن و گنهكار (كه پروایی در به كارگیری هر روشی برای نیل به هدف ندارد) و خیانتكار در آتش خواهند بود. [5](الحر العاملی، ص 52 و الطباطبایی البروجردی، بی‎تا، ص 558)

در نهج‎البلاغه نیز ذكر شده كه گروهی به امیرالمؤمنین علی بن ابی‎طالب علیه‎السلام در مقام اعتراض می‎گویند كه ظاهراً معاویه از شما باهوش‎تر و باكیاست‎تر در سیاست و حكمرانی و پیشبرد اهداف سیاسی است و امام در پاسخ این گروه می‎فرمایند:

«به خدا سوگند معاویه از من زیركتر نیست. او پیمان شكنی و گنهكاری (مكر و حیله) می‎كند . اگر پیمان شكنی ناپسند و نامطلوب نبود من زیركترین مردم می‎بودم! ولی پیمان شكنان گنهكارند و گناه كاران اهل فجور و نافرمانی. هر پیمان شكنی را روز قیامت پرچمی است كه بدان شناخته می‎شود. مرحوم صدوق ( ره) از اذان روایت می‎كند همین مسأله را با اندكی تغییر، و می‎گوید امام فرمودند كه من از پیامبر اكرم (ص) شنیدم كه مكار و خدعه‎گر و خیانتكار در آتشند و اگر چنین نبود من مكارترین فرد عرب بودم.»[6] (فیض الاسلام، 1378، ص 648)

بنابراین مشاهده می‎شود كه به كارگیری روش‎های غیراخلاقی برای رسیدن به هدف هر چند مشروع باشد در شریعت اسلام جایز نیست و رسول خدا (ص) وامیرالمؤمنین علی (ع) در دوران حكومت به این امر مهم ملتزم و به شدت پایبند بودند. امام صادق (ع) نیز از قول پیامبر (ص) نقل نمودند كه آن حضرت فرمود:

«هر پیمان‎شكن مكاری روز قیامت با پیشوایش وارد محشر می‎شود در حالی كه دهان او كج شده است و سرانجام وارد جهنم می‎گردد.»[7] (الحر العاملی، ص 52)

در همین راستا در مصادر تاریخ ذكر شده وقتی ابوبصیر و ابوجندل نزد پیامبر اكرم (ص) در مدینه آمدند، پیامبر براساس تعهدی كه به موجب قرارداد صلح حدیبیه با قریش پذیرفته بودند آنان را به مكه و كفار قریش عودت دادند.

بر همین اساس امیرالمؤمنین (ع) در فرمان حكومتی و سیاسی خود به مالك اشتر می‎فرمایند:

«ای مالك اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد و پیمان خویش وفادار باش و امانی را كه داده‎ای نیك رعایت نمای. در برابر پیمانی كه بسته‎ای و امانی كه داده‎ای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یك از واجبات الهی كه مردم با وجود اختلاف در آراء و عقاید در آن همداستان و همرأی هستند بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست. حتی مشركان هم وفای به عهد و پیمان را در میان خود لازم می‎شمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان‎شكنی را دریافته بودند. پس در آنچه بر عهده گرفته‎ای، خیانت مكن و پیمانت را مشكن و دشمنت را به پیمان فریب مده! زیرا تنها انسان‎های نادان و شقی در برابر خداوند دلیری و گستاخی می‎كنند. خداوند عهد و پیمان خود را به سبب رحمت و محبتی كه بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را حریمی ساخته كه مردم در سایه استوار آن زندگی كنند و به جوار آن پناه آورند. پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب و حیله‎گری را.» (آیتی، 1376، ص 343)

لازم به ذكر است كه روایات مهم دیگری نیز در این باره از پیامبر اكرم (ص) و ائمه معصومین (ع) و امیرالمؤمنین (ع) در منابع روایی و متون دینی ذكر شده است كه جهت پرهیز از اطالة تقریر به ذكر موارد فوق اكتفا می‎شود.

 

2-لزوم پرهیز از كذب و وعدة كذب

مؤلفه مهم دیگر در سیاست اخلاقی رسول گرامی اسلام و امیرالمؤمنین (ع) ضرورت پرهیز از كذب و وعده‎های كاذب است. تمسك به دروغگویی و كذب و استفاده ابزاری از وعده‎های كاذب جهت پیشبرد اهداف و مقاصد حكومت، از ابزارهای متداول در حوزه عمل سیاسی و حكمرانی بوده است. تاریخ مشحون از به كارگیری این ابزار از سوی قدرت‎های حاكم جهت نیل به مقصود است. حضرت امیرالمؤمنین علی اذعان می‎دارند كه هیچ گاه از چنین روشی استفاده نكرده و حتی هیچ سرّی را جز اسرار جنگ كه آن هم به مصلحت خود آنان بوده است از آنان پنهان نكرده‎اند.

ایشان در فرمان حكومتی خویش به مالك اشتر می‎فرمایند:

«ای مالك بپرهیز از اینكه وعده دهی و خلاف آن عمل كنی (وعدة كاذب دهی) زیرا خلف وعده سبب برانگیختن خشم خدا و مردم می‎شود. خدای تعالی می‎فرماید: «خداوند سخت به خشم می‎اید كه چیزی بگویید و بجای نیاورید.» [8](آیتی، ص 335) رفتار حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در این خصوص قبل و بعد از در اختیار گرفتن زمامداری مسلمانان یكسان نبوده است. صداقت در گفتار و رفتار، واقع‎گرایی و پرهیز از وعده‎های بعیدالتحقق و نابجا همواره در سیره امیرالمؤمنین علی (ع) قابل ملاحظه و مشاهده است.

3-مهربانی با مردم و تجسس نكردن در زندگی خصوصی آنان

مؤلفة سوم از سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) را در امر حكومت و كشورداری می‎توان در برخورد عطوفت‎آمیز با تمام مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان و تجسس نكردن در زندگی خصوصی آنان دانست. تساهل و مدارا با مردم و وارد نشدن به حوزة زندگی خصوصی و مستور داشتن معایب و لغزش‎های آنان و افشا نكردن معایب انسان‎ها از شاخص‎های بارز سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) است. در مورد رفتار محبت‎آمیز و تؤام با تلطف نسبت به تمام مردم و پیروان ادیان مختلف حضرت امیرالمؤمنین علی خطاب به كارگزار حكومتی خویش می‎گوید:

«ای مالك قلب خود را از محبت به مردم و لطف و رحمت نسبت به آنان لبریز كن و همچون حیوان درنده‎ای مباش كه خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا آنان دوگروهند، یا برادران دینی تو هستند و یا همانند تو در آفرینش» (یا مسلمانند یا انسان‎های همانند تو و غیرمسلمان با هر دو گروه مهربان باش)[9] (آیتی، ص 322). و در همین فرمان به مالك اشتر می‎فرمایند:

«باید كه دورترین افراد رعیت از تو و دشمن‎ترین آنان در نزد تو، كسی باشد كه بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب‎هایی است و والی از هر كس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب‎های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه كه آشكار شود، زیرا آنچه بر عهدة توست، پاكیزه ساختن چیزهایی است كه بر تو آشكار است و خداست كه بر آنچه از نظرت پوشیده است داوری كند. تا توانی عیب‎های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب‎های تو را كه خواهی از مردم مستور ماند بپوشاند. (آیتی، ص 324) چنین رفتار بزرگوارانه و تؤام با گذشت امام علاوه بر الگو بودن یكی از عوامل مهم جذب و اعتماد مردم به زمامداران و والیان است. نكته قابل مداقه آن كه حضرت امیرالمؤمنین علی نه تنها خود در رعایت رهنمودهای فوق پیشتاز بودند، بلكه تلاش وافر ایشان این بود كه كارگزاران و والیان ایشان نیز به این مؤلفه‎های اخلاقی و دینی متخلق شوند.

4-پرهیز از كبر و غرور

یكی دیگر از ویژگی‎های مهم سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) كه خود نیز در دوران حكمرانی بدان ملتزم و پایبند بود پرهیز و دوری از كبر و خودپسندی است. خودپسندی یكی از رذائل اخلاقی است كه در سیاست منشأ آثار نامطلوبی است. از امام باقر (ع) روایت شده است كه: «تكبر و خودپسندی از مركب‎هایی است كه انسان را به دوزخ رهنمون می‎كند.» (ابن بابویه، بی‎تا، ص 500) رسول خدا (ص) نیز فرموده‎اند «بیشتر اهل جهنم از متكبرانند » (ابن بابویه، ص 502) ممكن است گفته شود كه تكبر لازمة ابهت والیان و كارگزاران و از ابزارهای اطاعت و پیروی مردم و مخاطبان است. از رفتارهای متعارف و كلاسیك حكام كه سبب ترس و واهمه می‎شد، رفتار متكبرانه بوده است. ماكیاولی نیز در كتاب شهریار چنین رفتاری را لازمه ترس و ترس را ابزار اطاعت می‎شمارد و می‎گوید: برای شهریار بهتر است كه مردم از وی بترسند تا به او عشق بورزند. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) استفاده از این ابزار را سخیف و غیراخلاقی شمرده و پرهیز از آن را به زمامداران و والیان توصیه كرده است.

امیرالمؤمنین علی (ع) در لزوم پرهیز والیان و حكمرانان از كبر و غرور و تفاخر می‎فرمایند:

«از سخیف‎ترین ویژگی‎های والیان در نزد مردم صالح آن است كه مردم پندارند كه آنان دوستدار فخر و مباهات‎اند و بنای كار و حكومت خود را بر كبر و غرور می‎نهند.»[10] (نهج‎البلاغه، خطبه 207) بر همین اساس امیرالمؤمنین علی (ع)در فرمان حكومتی به والی خویش اشعار می‎دارند:

«ای مالك از خودپسندی و از اعتماد به آن چه موجب عجب و خودپسندی شده و نیز از دلبستگی به ستایش و چرب‎زبانی‎های دیگران پرهیز كن. زیرا یكی از بهترین فرصت‎های شیطان است برای تاختن تا كردارهای نیكوی نیكوكاران را نابود سازد.»[11] (آیتی، ص 335)

از لحاظ سیاسی نیز كبر و غرور یكی از عوامل مهم استبداد و خودكامگی و قلع و قمع دیدگاهها و نظرات مختلف است كه نتیجه آن تنها ماندن حاكم و قلع و قمع دیدگاههای منتقد و بعضاً سازنده است. این خودكامگی به تعبیر ابن خلدون در بحث چگونگی زوال دولت‎ها و حكومت‎ها یكی از عوامل قابل توجه در فروپاشی قدرت و نظام سیاسی است. (ابن خلدون، 1366، صص 324-320)

5- لزوم پرهیز از ظلم و ستم به مردم

پنجمین مؤلفه از سیاست اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) پرهیز از ستم و ظلم در ابعاد و اشكال مختلف آن است. ستم به خلق ستون خیمه‎ سیاست غیراخلاقی است كه در طول تاریخ بشر با قدرت سیاسی آمیخته شده است. ظلم به معنای تعدی از حدود است. این معنای عام از ظلم به تعبیر برخی از بزرگان انواع رذائل و ارتكاب انواع افعال زشت عقلی و شرعی را شامل می‎شود.

این برداشت مبین ظلم بالمعنی الاعم است. (نراقی، 1376، ص 475). ظلم به معنای اخص شامل اضرار به غیر و ایذاء بندگان خدا در مراتب مختلف است. كشتن، تصرف ناروا و غیرشرعی در اموال، مضروب نمودن، ناسزا گفتن و حتی عیب كردن از مصادیق ستمگران و ستم به غیر شمرده شده است. قرآن مجید در آیات متعددی از فرجام دهشتناك ظلم سخن می‎گوید. از جمله در سورة ابراهیم می‎فرماید: «گمان مبر كه پروردگار غافل است از كردة ستمكاران، این مهلتی كه به آنان داده است به جهت آن است كه عذاب و كیفر عملشان را به روزی موكول كند كه در آن چشم‎ها از گردش بازماند.» [12](سوره ابراهیم، آیه41)

در روایات اسلامی ظلم والی به معنای عام، به عدل و داد رفتار نكردن آمده است. رعایت عدل و داد نیز در معنای گستردة آن به تعبیر كلامیون، «اعطا كل ذی حقٍ حقّه» در تمام حوزه‎های حیات اجتماعی و سیاسی و توزیع منابع و امتیازات است. از رسول خدا (ص) مروی است كه «پست‎ترین و ذلیل‎ترین مردم در نزد خداوند كسی است كه امر مسلمانان در اختیار او باشد و میان ایشان به راستی و عدالت رفتار نكند.» (مجلسی 1403، ص 352)

امیرالمؤمنین (ع) در خطبة 175 نهج‎البلاغه در فرازی از گفتار خویش ظلم را به سه نوع تقسیم می‎كنند و می‎فرمایند:

«بدانید كه ظلم را سه گونه است. ظلمی كه آمرزیده نشود و ظلمی كه بازخواست گردد و ظلمی كه بخشوده است و بازخواست نشود. ظلم و ستمی كه آمرزیده نشود شرك به خداوند است. خداوند (در قرآن مجید) می‎فرماید: خدا نمی‎آمرزد كسی را كه به او شرك ورزیده باشد. ظلمی كه آمرزیده شود ظلم بنده است به خود با ارتكاب برخی كارهای ناشایست و ظلمی كه بازخواست می‎گردد ظلم كردن بندگان خداست به یكدیگر. (آیتی، ص 199).» از مصادیق ستم به خلق در حوزة قدرت سیاسی واگذاری مناسب حكومتی و تخصصی به افراد نالایق و بی‎كفایت است. در سیره سیاسی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مشاهده می‎شود گاه افرادی از لحاظ معنوی و دینی در مرتبه والایی قرار داشته و حتی مانند كمیل از اصحاب سرّ ایشان بودند ولی امام از واگذاری مسئولیت و منصب حكومتی به ایشان خودداری كردند. تشخیص امام علی الاصول مبتنی بر این داوری بوده كه علیرغم وجود دینداری و پروای الهی، توانایی و كفایت در انجام وظایف حكومت كه از آن تعبیر به كفایت و تونایی در مدیریت می‎شود لازمة انتصاب به مناصب حكومتی است. دلیل این امر نیز واضح است زیرا والی هم از لحاظ شرعی و هم از نظر مردم مسئول رفتار خود و زیردستانش است. نكته‎ای كه در منابع دینی نسبت به آن هشدار داده شده و غزالی در كتاب نصیحه الملوك و احیاءعلوم الدین به آن اشاره كرده است.

امام علی (ع) در فرمان حكومتی خویش به مالك اشتر، استاندار و والی خویش را به شدت از ظلم و ستم نهی می‎نماید و حتی برخی از مصادیق ظلم را كه به جز كیفر شدید اخروی، در دنیا نیز در زوال قدرت سیاسی مؤثر است یادآور می‎شود.

امیرالمؤمنین (ع) به مالك اشتر می‎فرماید:

«ای مالك بترس از خون‎ها و بناحق ریختن آن، زیرا چیزی بیشتر موجب عذاب و كیفر و بزرگتر برای بازخواست و سزاوارتر برای از دست دادن نعمت و به سر رسیدن عمر از ریختن خون‎های بناحق نیست، و خداوند نخستین چیزی را كه روز رستاخیز بین بندگان حكم می‎فرماید درباره خون‎هایی است كه ریخته‎اند. پس قوت و برقراری حكومتت را با ریختن خون حرام طلب مكن، زیرا ریختن خون حرام از اموری است كه حكومت را ضعیف و سست می‎گرداند و بلكه آن را از بین برده (و از گروه و خاندانی به خاندان دیگر) انتقال می‎دهد.» (فیض الاسلام، 1378، ص 130)

همچنین از امیرالمؤمنین (ع) مروی است كه « بزرگترین گناهان، گرفتن (تصرف ناروا) مال مسلمان بناحق و ظالمانه است». (الحر العاملی، بی‎تا، ص 343)

در تعالیم اسلامی، ظلم و ستم در تمام اشكال آن فرد ظالم را مدیون فرد مظلوم می‎نماید. در حوزة قدرت سیاسی ظلم و ستم می‎تواند در مورد تعداد زیادی از مردم اعمال شود لذا در دادگاه عدل الهی پذیرفته شدن توبه ظالم منوط به چشم‎پوشی و گذشت تمام افراد مظلوم است و حصول این بخشش كاری است بس دشوار.

امیرالمؤمنین علی (ع) در فرمان حكومتی خود به مالك اشتر دربارة عواقب ستم جمعی گفتار اندیشه برانگیزی دارند و می‎فرمایند: «ای مالك بپرهز از اینكه به خود اختصاص دهی، چیزی را كه همگان را در آن حقی است یا خود را به نادانی زنی در آن چه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهند. زیرا به زودی آن را از تو می‎ستانند و به دیگری می‎دهند. زود باشد كه حجاب از برابر دیدگانت برداشته شود ببینی كه داد مظلومان را از تو می‎ستانند». (آیتی، ص 355) با ملاحظه گفتار و سیره حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) ملاحظه می‎شود كه وی سیاست اخلاقی خویش را به حوزه حقوق اجتماعی خلق و لزوم اَدای حقوق آنان از سوی زمامداران تعمیم داده و عدم توجه به این مهم را موجب بازخواست جدی در پیشگاه قاضی اعظم یعنی خداوند می‎داند. با تعمقی در سیاست اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مشاهده می‎شود كه باور ایشان به رستاخیز و مؤاخذه پس از مرگ باعث شده بود ایشان چه در دوران حكومت، چه در زمان جنگ، چه در زمان صلح و چه در دوران عزلت پس از غصب خلافت، از روش‎های غیراخلاقی كه دین نیز تأیید نمی‎كند جهت پیشبرد اهداف و مقاصد استفاده نكنند.

6-عفو و گذشت در مواجهه با دشمنان و مخالفان

از مؤلفه‎های مهم و عجیب در سیره اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) عفو و گذشت به خصوص هنگام غلبه بر دشمن بود. رفتار بزرگوارانه و تؤام با فتوت او با مخالفان و دشمنانش مانند مروان و عبدا… بن زبیر و سعید بن العاص كه در جنگ جمل بر آنان تفوق یافت و علی‎رغم اسارت، امام آنان را رها كرد و تلافی ننمود، از آن جمله است. اهل بصره علیه وی و اولادش دست به شمشیر بردند و ناسزا گفتند اما پس از غلبه بر آنان، همگی را امان بخشید و مانع تصاحب اموالشان شد. در جنگ صفین معاویه و لشكرش پس از تصرف، آب را بر روی امام و یارانش سد كردند اما حضرت امیرالمؤمنین علی پس از تفوق بر آنان و دور كردن آنان از مقابله به مثل خودداری كردند. اینگونه رفتارهای فتوت‎آمیز كه حاكی از علو روح و ملكات والای اخلاقی است در سیاست‎های مبتنی بر اخلاق امام به وفور قابل مشاهده است. منابع اهل سنت نیز سیره اخلاقی امام را اعجاب‎آور و تحسین‎برانگیز خوانده‎اند. محدث قمی (ره) نقل نموده كه یكی از بزرگان اهل سنت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) را در عالم رؤیا و خواب مشاهده می‎نماید. به ایشان می‎گوید: «چرا شما وقتی مكه را فتح نمودید خانة ابوسفیان را مأمن قرار دادید و فرمودید هر كس داخل خانة ابوسفیان شود در امان است در حالی كه فرزند او در كربلا در حق فرزندان و خاندان تو به عكس تلافی نمود. حضرت امیرالمؤمنین علی در توضیح فرمودند: مگر اشعار ابن الصیفی را در این باب نشنیدی.» گفتم: خیر، فرمود: جواب خود را از ایشان بگیر. پس از مراجعه به ابن الصیفی متوجه می‎شود اشعاری را كه حضرت امیرالمؤمنین علی به آن اشاره نموده در همان شب سروده شده و آن اشعار دارای این ابیات است:

مَلَكنا فكان العفو مِنّا سَجیَّتهً فلمّا ملكتم سالَ بالَّمَ أَبطَحُ

و حَللتُم قتل الاُساری و طال ما غرونا علی الأسری فَنًعفو و نسفَحُ

و حَسبُكم هذا التفاوت بیننا و كُلُّ اِناءٍ بالّذی فیه یَرشحُ

(قمی، 1377، ص 197)

در آثار و كتب مربوط به «اندرزنامه و سیاست‎نامه نویسی» عفو و گذشت به ویژه در هنگام غلبه بر خصم از عوامل مهم جذب مخالفان و انقیاد آنان در برابر قدرت سیاسی شمرده شده است، هر چند به تعبیر طه حسین در الفتنه الكبری رفتارهای اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی و عفو و گذشت و تصدق و بخشش وی فاقد اغراض دنیوی و سیاسی بوده است.

7-اكتفا به حداقل در استفاده از مواهب دنیوی در دوران زمامداری

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) برخلاف روش متداول زمامداران، در دوران حكمرانی و زمامداری در استفاده از مواهب دنیوی مانند غذا و لباس، خود را در مضیقه بیشتر قرار داده و بر نفس خویش سخت‎گیری مضاعفی وارد می‎كردند. حضرت امیرالمؤمنین علی با این نگرش اخلاقی و با این احتمال كه شاید در قلمرو حكومتی وی و در بلاد دوردست شخصی وجود داشته باشد كه با شكم گرسنه سر بر بالین گذارد، با آنان در گرسنگی احتمالی همدردی می‎كرد. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نامه به عثمان بن حنیف فرمود: «پیشوای شما از مواهب دنیا به دو جامة كهنه و از طعام به دو قرص نان اكتفا نموده» و سپس به وی یادآور شدند:

«اگر می‎خواستم غذای خود را از عسل مصّفی و مغز گندم قرار دهم و جامه‎های خویش را از حریر و پارچه‎های گران‎قیمت قرار دهم برای من امكان‎پذیر بود، ولی دور باد كه هوی و هوس بر من غلبه كند و من چنین روشی اختیار كنم و شاید در حجاز و یمامه كسی باشد كه نان نداشته باشد و با شكم گرسنه سر بر زمین بگذارد. آیا من با شكم سیر بخوابم و در اطراف من شكم‎های گرسنه باشد و قناعت كنم به این كه مرا امیر مؤمنان گویند ولی در فقر با آنان مشاركت نكنم و به خوردن غذاهای لذیذ بپردازم؟» (قمی، 1377، ص 195)

براساس همین نگرش و جهت‎گیری اخلاقی، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در فرمان حكومتی خویش به مالك متذكر می‎شود كه دورترین مردم در قلمرو حكومت تو همان اندازه حق دارند كه نزدیك‎ترین آنها. (آیتی، ص 337). امام متقین همچنین از والی خویش طلب می‎كند كه جهت آشنایی نزدیك و شخصی با مشكلات و نیازهای مردم، خود را از آنان پنهان نكند و به رفع نیازهای آنان بپردازد و به بهانة پرداختن به كارهای مهم و سترگ از رفع حوائج به ظاهر كوچك آنان غفلت نورزد. اصبغ بن نباته از حضرت امیرالؤمنین علی (ع) نقل می‎كند كه :

«هر والی و زمامداری خود را از مردم پنهان كند خداوند نیز در روز رستاخیز خود را از او پنهان دارد و روی گرداند. (به نیازهایش در آن روز توجه نكند) و اگر والی و حاكم جهت (رفع نیارهای آنان) از آنان هدیه بگیرد مرتكب خیانت شده و اگر از مردم رشوه بگیرد مشرك است. (عمل او در حد شرك به خدا محسوب می‎شود.) (ابن بابویه، بی‎تا، ص 595)

سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین (ع) به خصوص در دوران حكمرانی، الگویی روشن در تبیین نگرش اخلاقی دین در حوزه قدرت سیاسی است. الگویی كه حتی در مواجهه و داوری دربارة خصم نیز از آن عدول نمی‎كردند. پیشوای پنجم شیعیان حضرت امام باقر (ع) دربارة رفتار اخلاقی و منش بزرگوارانة آن حضرت نسبت به مخالفان و كسانی كه علیه وی دست به شمشیر بردند و به قیام مسلحانه روی آوردند یعنی ناكثین و قاسطین و مارقین كه سه جنگ داخلی جمل، صفین و نهروان را به امام تحمیل كردند می‎فرماید:

«علی (ع) هیچ یك از كسانی را كه با او می‎جنگیدند متهم به شرك و نفاق نمی‎كرد و دربارة آنان می‎گفت: .»[13] (الحر العاملی، بی‎تا، ص 62)

«آنان برادران ما هستند كه بر علیه ما دست به تجاوز و نافرمانی زده‎اند!»

در سیره سیاسی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مؤلفه‎های دیگر در آمیختگی اخلاق و سیاست و استفاده از سیاست اخلاقی در حكمرانی قابل مشاهده و ردیابی است كه در این مقوله به ذكر مختصر برخی از مهم‎ترین مؤلفه‎ها بسنده شده است. در پایان یادآوری این نكته ضروری است كه در سیرة حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روش‎های اخلاقی دین كه در حوزة روابط خصوصی و اجتماعی تبیین شده است به شكلی كاملاً آشكار به حوزة قدرت سیاسی تعمیم یافته است و چنین نیست كه روابط فردی و خصوصی در اجتماع اخلاق و رفتار به هم آمیخته باشد اما در حوزة قدرت سیاسی و به بهانة مصلحت‎اندیشی‎های خاص این آمیختگی مغفول واقع شود.

روش و سیره حضرت امیرالمومنین علی (ع) همچنین در جهت ترغیب دیگران به خصوص صاحبان قدرت به اتخاذ چنین شیوه‎هایی در مدیریت و حكمرانی بود. در مصادر روایی آمده است كه امام در دوران زمامداری در میان مردم و صنوف مختلف ظاهر می‎شدند و این آیه را تلاوت می‎نمودند «تلك الدار الآخره تجعلها للذین لایریدون علوّاً فی الارض و لا فساداً» و می‎گفتند كه این آیه در مورد حكمرانان عادل و متواضع و دیگر مردمانی است كه صاحب قدرت هستند. (المتقی، 1979. م، ص 108)

یادداشتها؛

* استادیار دانشكده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام

[1]- انی بعثتُ لِاُتمِمَ مكارم الاخلاق.

[2]- یا ایها الذین آمنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون كَبُرَ مقتاً عندالله أن تقولوا ما لاتفعلون‘

[3]- «أتامرون الناسَ بالبرِ و تنسو‘ن انفسكم و انتم تتلون الكتاب أفلا تعقلون».

[4]- « یا ایها الذین آمنوا كونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یَجرمنّكم شَنَأن قومٍ علی ا لا تعدلوا، اِعدلوا هو أقرب لِلتقوی…»

[5]- «عن علی‎بن‎ابراهیم، عن ابیه، عن علی بن اسباط، عن عَمِّهِ یعقوب بن سالم، عن ابی الحسن العبدی، عن سعد بن طریف عن الاصبغ بن نباته قال امیرالمؤمنین (ع) ذات یومٍ و هو یَخطبُ علی المنبر بالكوفه «ایها الناس لو لا كراهیه الغَدر لَكُنتُ مِن أدهی الناس الا أنّ لِكُلِّ غَدرَهٍ فَجرة، و لِكُلِّ فَجرَه. ألا و ان الغدر و الفُجور و الخیانه فی النار»

[6]- « و ا… ما معاویه بادهی منّی و لكنَّهُ یَغدِرُ و یفجر و لولا كراهیه الغدر لكنت مِن أَدهی الناس، ولكن كُلُّ غَدرةٍ فَجرَة، و كُلُّ فجرة كُفَرَة، و لكل غادرٍ لواءٌ یُعرَف به یوم القیامة.

[7]- «یَجیُ كُلُّ غادرٍ بامام یوم القیامة مائلاً شدقه حتی یَدخُلَ النار.»

[8]- ایّاك … أن تَعِدَهُم فَتُتبع موعِدَك بِخُلفِك،… و الخُلف یوجب المَقتَ عندا… و الناس قال ا… تعالی: «كَبُرَ مقتاً عندا… أن تقولوا ما لاتفعلون.»

[9]- «و أشعر قلبكَ الرحمه لِلرَّعیة و المحبة لهم و اللُّطفَ بِهم و لاتكونَنَّ علیهم سَبُعاً ضاریاً تَغتنِمُ أَكلهم، فانّهم صنفَان، اِمّا أَخٌ لك فی الدین او نظیرٌ لك فی الخلق.»

[10]- «…و انّ منِ أَسخَف حالاتِ الوُلاة عندَ صالح النّاس أن یَظُنَّ بهم حُبَّ الفَخر، و یوضَعَ أَمرُ هُم علی الكِبر.»

[11]- «ایاكَ و الاعجاب بنفسك و الثِّقًه بمایُعجِبُك منها و حبّ الاطراء، فانّ ذلك مِن أوثق فُرَصِ الشیطان فی نفسه لِیَمحَقَ مایكونُ مِن احسان المحسن.»

[12]- «ولا تحسبنَّ الله غافلاً عما یفعل الظالمون، انما یوخرّهم لیومٍ تشخَصُ فیه الابصار.»

[13]- «انَّ علیاً لم یكن ینسب اَحداً مِن اهل حربه اِلی الشرك و لا اِلی النّفاق و لكنّه كان یقول هُم اخواننا بَغَوا علینا

 

كتابنامه

1-قرآن كریم:

2- آیتی، عبدالمحمد، ترجمه نهج‎البلاغه، ج2، تهران، بنیاد نهج‎البلاغه، 1376.

3- ابن بابویه، ابوجعفر، محمد بن علی بن الحسین قمی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، چاپ رستمخانی بی‎تا.

4- ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمة كتاب العِبَر، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1366.

5-ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمه ابن خلدون، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.

6- الحر العاملی، شیخ محمد بن الحسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج11، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‎تا.

7- الطباطبائی البروجردی، السید حسین، جامع احادیث الشیعه، ج13، قم، منشورات مدینه العلم، 1407.

8- الطباطبائی، السید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، تهران، دارالكتب الاسلامیه، بی‎تا.

9- الطبرسی، اِعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، بی تا.

10-عنایت، حمید، بنیاد فلسفه سیاسی در غرب، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1364.

11- غزالی، ابوحامد، نصیحة الملوك با تصحیح استاد جلال‎الدین همائی، تهران، نشر هما، 1367.

12- فروزانفر، بدیع‎الزمان، احادیث مثنوی، تهران، انتشارات امیركبیر، 1361.

13- فیض الكاشانی، محسن (محمدبن المرتضی)، المهجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، مؤسسه نشر اسلامی، بی تا.

14- فیض الاسلام، علی نقی، ترجمه نهج‎البلاغه، تهران، انتشارات فیض الاسلام، 1378.

15- الكلینی الرازی، ابوجعفر، محمدبن یعقوب بن اسحاق، اصول كافی، ج3 (كتاب الایمان و الكفر، بی‎جا)، انتشارات علمیه اسلامیه، بی‎تا.

16- لیتل، دانیل، تبیین در علوم اجتماعی، عبدالكریم سروش، چاپ اول، 1373.

17- المتقی، عطاءالدین بن علی، كنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسة الرساله 1979.

18- المجلسی، مولی محمد باقر، بحارالانوار، ج 61، بیروت، مؤسسة الوفاء. 1403.

19- المجلسی، مولی محمدباقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران، دارالكتب الاسلامیة ، 1404.

20- مولوی، مولانا جلال‎الدین محمد، مثنوی معنوی، تهران، نشر اقبال، 1377.

21- مسكویه رازی، ابوعلی احمد بن محمد بن یعقوب، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، اصفهان، انتشارات مهدوی، بی‎تا.

22- ماكیاولی، نیكولو، شهریار، داریوش آشوری، تهران، نشر مركز، 1375.

23- ماكیاولی نیكولو، گفتارها، حسن لطفی، تهران، انتشارات خوارزمی، 1377.

24-محدث قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، چاپ علمی، 1377.

25- نراقی، احمد، معراج السعاده، قم، انتشارات هجرت، 1376.

26- Machiavelli, Niccolo: The Prince, Translated by Lugi Ricci, Mentor, 1953.

ارسال نظر
نویسنده
متن
*